استقلال با پرداخت رقمی افسانهای – بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان (و طبق برخی ادعاها حتی نزدیک به ۱۲۰ میلیارد برای دو فصل) – او را از تراکتور به خانه آورد. در آن روزها، این هزینه هنگفت توجیه میشد؛ آقاسی نماد ثبات دفاعی، تجربه و ملیپوش بودن بود و در بازار داغ نقل و انتقالات، چنین ارقامی برای ستارهها عادی به نظر میرسید.اما آنچه رخ داد، نه بازگشت یک قهرمان، بلکه فاجعهای مدیریتی و فنی بود.
آقاسی که قرار بود خط دفاع را بیمه کند، به سرعت از ترکیب اصلی کنار رفت، به نیمکت تبعید شد و حالا حتی در لیست تیم هم جایی ندارد. تنش با کادر فنی – به ویژه ریکاردو ساپینتو – به اوج رسید؛ سرمربی پرتغالی در کنفرانس مطبوعاتی با لحنی تند از کمکاری، بهانههای درد بدون پشتوانه پزشکی و عدم تعهد او سخن گفت و صراحتاً اعلام کرد که چنین بازیکنی جایی در رختکن استقلال ندارد.
این شکست، فقط عملکرد فردی آقاسی نیست؛ نمادی از ناکارآمدی مدیریتی در استقلال است. چرا بدون بررسی دقیق هماهنگی با کادر فنی، چنین سرمایهگذاری عظیمی انجام شد؟ هیچ تیمی در نیمفصل اول به طور جدی سراغ این مدافع پرهزینه نرفته؛ عملکرد ضعیف فصل جاری و حاشیههایش مشتریان را فراری داده و استقلال هم حاضر نیست زیر قیمت واگذار کند.
این وضعیت، آقاسی را در کمپ حجازی به انزوا کشانده و حتی شانس حضور در جام جهانی را برایش به خطر انداخته.اگر روزی درهای خروج باز شود، محتملترین مقصد او بازگشت به تراکتور خواهد بود. داستان آقاسی به عنوان یکی از بزرگترین عبرتهای نقل و انتقالات فوتبال ایران باقی خواهد ماند: هزینههای میلیاردی بدون برنامه، فقط فاجعه میآفریند.




نظر شما